على اكبر قرشى بنابى
15
تفسير احسن الحديث (فارسى)
بر آنها نوشته مىشود و مسئول مىگردند . 20 - گفتند : اگر خدا مىخواست ، ملائكه را عبادت نمىكرديم به اين گفته علمى ندارند فقط حدس مىزنند . 21 - آيا پيش از قرآن به آنها كتابى دادهايم كه ( در اثبات مدعا ) به آن چنگ مىزنند ؟ 22 - بلكه گفتند : ما پدرانمان را بر دينى يافتهايم و ما بر اعمال آنها ثابتيم و هدايت يافتهايم . 23 - بدين سان در هيچ محلى پيامبرى نفرستاديم مگر آنكه ثروتمندان طاغى آن گفتند : ما پدران خويش را در دينى يافتيم و ما بر اعمالشان تابعيم ، 24 - پيامبر گفت : هر چند كه دين هدايت كنندهتر آوردهام ، از آنچه پدران خويش را در آن يافتهايد ؟ گفتند : ما به آنچه فرستاده شدهايد كافريم . 25 - از آنها انتقام كشيديم بنگر عاقبت مكذبين چه شد . كلمهها كفور : صيغه مبالغه است يعنى : بسيار ناسپاس . اصفاكم : صفو : خالص شدن . اصفاء : خالص كردن ، آن به معنى اختيار و اختصاص مىآيد . كظيم : كظم : حبس و نگهدارى غيظ در سينه ، خواه به واسطهء عفو باشد يا نه ، طبرسى فرموده : كظم در اصل بستن دهان مشك است پس از پر شدن « كظيم » : پر از خشم . ينشأ : نشأ . پديد آمدن . تنشئة : پديد آوردن ، آن در آيهء به صيغه مجهول به معنى تربيت شدن است . خصام : مصدر است به معنى مخاصمه و مجادله . يخرصون : خرص : سخن گفتن از روى حدس ، به معنى دروغ گفتن نيز آيد .